|
عشق همچون طبیعت آرامبخش است
|
|
|
|
||||
|
In the last moments of the dawn,
I love you …
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 23:53 توسط فرزاد
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تهمینه ,تهمینه و باز هم تهمینه قلم من باز هم تو را نقش میبندد نگاه من باز هم به حروف نام تو خیره میشود گوش من باز هم نوای صدای دل اگیز تو را میشنود لبان من باز هم نام تو را زمزمه میکند ای زیباتر از هر رویا ای قشنگتر از هر خوابی قلم من هیچگاه نام تو را فراموش نکرده و نخواهد کرد دوستت میدارم با قلب خویش , با جان خویش , با وجود خویش ...
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 23:30 توسط فرزاد
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
محبوبه نازنینم از زمانی که باهم آشنا شدیم ماهها میگذره . روزهای قشنگ و و خاطره های زیبایی رو باهم خلق کردیم , احساس میکنم به آرزوم در عشقم رسیدم . خیلی مهربون و دوست داشتنی هستی عزیزم . تنها آرزوم اینه که بتونیم زودتر زندگیمونو تشکیل بدیم و بتونیم برای همیشه کنار همدیگه بمونیم . گاهی میشه نمیدونم چطور احساسمو بیان کنم ,الآن هم از اون زمانهاست . دلم میخواد منو باور کنی بهم اعتماد کنی بهم ایمان داشته باشی ... دوست دارم
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 19:56 توسط فرزاد
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
محبوبم دلبندم به رابطمون که نگاه میکنم . به لحظه هایی که با هم هستیم, به فرصتهایی که با هم صحبت میکنیم, باهم دردو دل کنیم; موجی از شور وشعف و آرامش تمام وجودمو فرا میگیره. تو انقدر نازنینی که قلمم نمیتونه احساسمو بیان کنه. دلبندم چقدر لحظه هایی رو که مثل یه کودک معصوم صاف و ساده به هم ابراز احساسات میکنیم دوست دارم . وقتایی که کودک درونمان که قشنگترین و بهترین وجه شخصیتمونه نمایان میشه. اون لحظه هاست که فراتر از این دنیا حرکت میکنیم و به اوج آرامش میرسیم . هیچ وقت فراموش نمیکنم تو هدیه خداوندی و همیشه برای وجود قشنگت خداوندو شکر میکنم…
+
نوشته شده در جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 22:14 توسط فرزاد
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اي آهوان دشت و ای پرستوهای آسمان و ای پروانه های رنگارنگ مرا با یار دل انگیزم تنها گذارید ما را در این پهنای بی انتها آسوده گذارید پرستوهای آسمان یار مرا احاطه کرده اند و در ستایش او به پرواز در آمده اند ودر تلاشند تا خطوط چهره او را در آسمان نقش بندند پروانه های رنگارنگ را میبینم که در جستجوی محبوبه دل انگیز من هستند نقش و نگار پروانه ها در برابر او رنگ میبازند آه ای پروانه های زیبا یار مرا تنها گذارید آهوان دشت با آن قدمهای زیبایشان در مقابل محبوبه دل انگیز من صف آرایی کرده اند ای آهوان دشت ریتم قدمهای نازنین مرا ببینید که چطور در مسیر سرنوشت با آهنگی زیبا در حرکت است اي آهوان دشت و ای پرستوهای آسمان و ای پروانه های رنگارنگ ببینید که چطور محبوبه من در کنارم آرمیده است وچشمانش تنها در جستجوی چشمان من است چهره معصومش را نظاره کنید ببینید که چطور تنها و تنها به من می اندیشد فرشته نازنین مرا ستایش کنید او شایسته ستایش است, آری او...
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 21:48 توسط فرزاد
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
من و تو در گذر تندبادها و طوفانهای روزگار باهم , کنار هم , به سوی زندگی در حرکتیم سکان سرنوشتمان را به سوی بهشت نشانه رفته ایم آری بهشت , بهشت جاودان , بهشت من و تو آغاز راه است و من و تو نگران ادامه راه اگر چه راهی بس دشوار را آغاز کرده ایم اما من به تو نگاه میکنم و در راهم استوار تر میشوم تویی که یگانه بانوی بهشت جاودانم هستی...
+
نوشته شده در پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 14:47 توسط فرزاد
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
عشقهای بزرگ مستلزم شهامتهای روحی بزرگ هستند. عشق وززیدن مستلزم این است که ترسهایمان را که زمانی محافظ خوبی برای ما بودند کنار بزنیم و عمیق ترین و پنهان ترین مکنونات قلبی و آسیب پذیریها ی خود را به معشوقمان فاش سازیم . عشق ورزیدن مستلزم این است که معشوقمان را به رازهای درونی خود راه دهیم و به او اجازه دهیم تا تمامی قسمتهای ما را ببیند که حتی شاید به خودمان نیز فاش نکرده ایم . نقاط قوت و ضعف , امیدها و یاسها , آرزوها و ترسها و همچنین بالغ با اعتماد به نفسمان و کودک ترسیده درونمان , خودخواهی ها , آزمندیها و ضعفها , سردیها , نامهربانیها , خلاصه تمامی نقاط قوت و ضعف خود را به معشوقمان نشان دهیم ....
+
نوشته شده در پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 14:43 توسط فرزاد
|
|
|||||
|
|||||